فراموشت می کنم

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین می کنم...

 


/ 10 نظر / 14 بازدید
محمد

سلام ممنونم ..[لبخند][گل] گاهی فکر می کنم همه این روز ها و شب ها همه این آدم ها و اتفاق ها خواب های آشفته کسی است که دارد مرا خواب می بیند و من سال هاست که در خواب او گیر کرده ام !

پری

چه شعر قشنگی خیلی خوشم اومد

زرین قلم

هیچکس نفهمید, لبخنم از جام زهر تلخ تر است...

naghi

آن صداها به کجا رفت صداهای بلند گریه ها قهقهه ها آن امانت ها را آسمان آیا پس خواهد داد ؟ پس چرا حافظ گفت؟ آسمان بار امانت نتوانست کشید نعره های حلاج بر سر چوبه ی دار به کجا رفت کجا ؟ به کجا می رود آه چهچهه گنجشک بر ساقه ی باد آسمان آیا این امانت ها را باز پس خواهد داد ؟ شفیعی کدکنی

علی

می گویند با دوستان مروت با دشمنان مدارا اما مشکل این است که این روزها نمیتوان آنها را از هم تشخیص داد!

محمد

اﯼ ﮐـــــــﻮﺩﮎ ..... ﮐﻔﺶ ﻫﺎی مادرت ﺭﺍ ﻧﭙﻮﺵ ؛ ﺗﻼﺵ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺖ ؛ ﻏــــــﻤﮕﯿﻨﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ..... دنیای بزرگترها آنقدر بزرگ است که گاهی خودت در آن گم میشوی.آنقدر بزرگ که برای جاشدن در قلب آدم هایش گاهی دیگر مجبور میشوی خودت را کوچک کنی . ﮐــــــﻮﺩﮎ ﺑﻤﺎﻥ ، ﮐﻮﭼــــﮏ ﺑﻤﺎﻥ ..... ﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﻢ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﮐــــــــﻮﭼﮏ ﮐﺮﺩ ، ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪنم ﺭﺍ ...!!!!!