خاطره ی ما...

دیدمت آن روز...

بر لب بام همان خاطره ها

روزگاری ساختیم....

 تلخ و شیرین،خوب و بد

چون غباری نقش بر پنجره ها!

خواستم با تو بمانم!

خواستم از تو بخوانم!

نه که افسرده شوم!

نه که دل خسته بمانم چون غم زده ها!

حال که پایان راهست نازنین...

خواهم اکنون بماند این خاطره ها

یادگاری باقی در خاطر ما...!

(از خودم)

http://www.senatorha.com/forum/images/imported/2013/07/4.jpg

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
روزالی پیرسون

خیلی قشنگ بود شیبا ... واقعا خوب جدایی رو به تصویر کشیدی....[لبخند]

محمد

ممنونم.. واقعا زیبا بود..فقط از بعضی آدمها خاطره ایی برایمان می ماند...

آسمان

پایانی نیست... وداعی نیست... ذهنم را... با خاطراتت!!